هویت گمشده…

July 28, 2009 at 4:53 am (Daily life, Gossip, Personal Experience)

013

یه وقت هایی شرایط محیطی آنچنان دست به دست هم میدن که تو متوجه نمیشی کی اصل خودت رو گم کردی…فقط یه وقتی چشم باز می کنی که شاید یکم دیر شده باشه و دیگه خودتی که به شرایط عادت کردی…

اونقدر تغییر کردی که هرکی هم که می بیندت دلش یه طوری میشه برات…نه دل سوزی….!!!! چرا شاید هم دل سوزی…نمیدونم …

همه این داستان ها رو بافتم که بگم … حتما” تو خیابون متوجه گربه نر ها شدین…قیافه خشن…ابهت و سختی از چشم هاشون میباره…قدم هاشون سنگین و وزینه….الان چند وقتیه ما تو مجتمع مون یه گربه داریم همچین میو میو میکنه و خودش رو لوس میکنه و میپیچه دور پرو پاچتون که بیا و ببین…اونوقت ایشون نر تشریف دارن…

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: