امان از این شکم

September 3, 2009 at 6:08 am (Daily life, Personal Experience, Storyُ)

cantonese-protest-eating-cats-21

با این تمدن پیشرفته هرآن باید منتظر چیزی باشیم…یه اتفاق غیر منتظره …دقیقا” مثل امروز صبح من… از همه جا بی خبر نایلون آشغال ها رو انداختم تو سطل…نگو یه پیشی خنگ از همه جا بی خبر گرسنه ته سطل مشغول شکم چرونیه …طفلکی چون 6 دانگ حواسش ته سطل بود و غذایی که پیدا کرده اصلا” متوجه آمدن من که نشد هیچی…نفهمید کی اون دو تا نایلون خورده به سرش…مثل جن زده ها طفلی پرید بیرون…هم خودش داشت سکته میکرد هم من…تا مدتها قیافه اون را با چشمای جیگرش که وحشت زده منو نگاه میکرد و اون ترسی که به من داد رو یادم می افته کلی می خندم

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: